|
 |
از روح حق نیرو بگیر
|
 |
| |
از روح حق نیرو بگیر
به حق بگو و باطل نگو، که کلام حق از روح حق نیرو میگیرد و خود را محقق میکند. (استخراج از کتاب تعالیم) شاید تا کنون سیستمهای کامپیوتری چند پردازنده و پر سرعت را دیده یا درباره آنها چیزهایی شنیده باشید(1). در این سیستمها، یک کامپیوتر بزرگ اصلی و مرکزی وجود دارد که تعداد قابل ملاحظهای ترمینال به آن متصل شده است. در اکثر موارد کاربران، کامپیوتر بزرگ اصلی را نمیبینند، حتی امکان دارد کامپیوتر بزرگ و مرکزی در منطقه، شهر یا ساختمان دیگری واقع شده باشد. کاربرها پشت صفحه تصویر ترمینال خود مینشینند و اطلاعات یا کدهای برنامه مورد نظر خود را وارد و اجرا میکنند و نتیجه را مورد استفاده قرار میدهند. پردازش برنامه مورد نظر آنها، هر قدر سخت، پیچیده یا زمانبر باشد، توسط سیستم مرکزی قابل انجام است و تنها شرط انجام آن این است که زبان برنامهنویسی مورد استفاده کاربر، برای پردازنده مركزي شناخته شده و با آن سازگار باشد. در واقع حتی بدون آن که کاربر متوجه شود، پردازنده اصلی، قدرت و سرعت پردازش مورد نیاز را برایش تأمین میکند. تنها کافی است آنچه از طریق ترمینال وارد میشود هماهنگ و سازگار با سیستمپردازش کامپیوتر اصلی و مرکزی باشد تا بتواند از توانمندیهای آن تغذیه کند و برخوردار شود. با این مثال، میخواهم از مکانیزمی سخن بگویم که باعث تحقق کلام یعنی تبدیل آن به یک رویداد واقعی میشود. شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما کلام ما هم میتواند از قدرت و توانمندی یک کامپیوتر قوی و مرکزی تغذیه کند. قدرتی که به کلام انرژی میدهد تا از حالت ارتعاشي که دارد به یک رویداد واقعی مبدل شود و تنها شرط انجام آن، این است که کلام، با آن منبع انرژی اصلی، سازگار و هماهنگ باشد. برای روشنتر شدن موضوع، منبع انرژیای را تصور کنید که به وسیله نوعی رابط (مثل سیم، یا کابل) به ابزارهایی متصل شده است. تا زمانی که این ابزارها خاموشاند و کلید استارت آنها زده نشده، کاری از آنها برنمیآید، ولی به محض آن که کلید آنها زده شد، انرژی منبع اصلی در آنها جاری میشود. درست مثل الکتریسیتهای که در سیمها جریان دارد، اما تا کلید برق یا کلید استارت وسایل برقی زده نشود، الکتریسیته در آنها جاری نخواهد شد، وقتی کلید زده شد، الکتریسیته از منبع تولید برق مرکزی شهر وارد دستگاه شده و همان انرژی الکتریکی، وسیله را به کار میاندازد. در مثال ما، ابزاری که از آن یاد کردیم کلام ماست و کلید فعال شدن انرژی منبع اصلی در آن (یعنی کلام) این است که کلام بر پایة حق و حقیقت ادا شده باشد، تا بتواند از روح حق و از قوت بینهایت آن انرژی بگیرد و محقق شود. در واقع اگر این کلید زده شود، جریان حق، در کلام فعال شده و انرژی، از روح حقیقت، به کلام منتقل میشود. کلام هم برای محقق شدن، به چیزی جز انرژی نیاز ندارد و همین انرژی باعث وقوع کلام و تبدیل آن به شکل دیگری از ارتعاش، یعنی به رویدادی واقعی در جهان واقعی، خواهد شد! ساده است، ساده و البته باور نکردنی! بدین ترتیب، با مکانیزم دیگری برای وقوع کلام آشنا میشویم. کافی است کلاممان بر مبنای حق و حقیقت بیان شود تا انرژی مورد نیاز خود را از حق کسب کند و خود را محقق نماید. اما ببینیم منظور از حق و روح حق چیست؟ حق، یعنی خداوند و هر آنچه پشتوانهاش خداوند است. حق یعنی راستی و حقیقت. حق، از خداوند، یعنی از سرچشمه حقانیت نیرو میگیرد و جاری میشود. خداوند درآیهی 14 سوره شوری میفرماید: «اگر خدا بخواهد بر دل تو مهر مینهد و خدا به کلمات خود، باطل را محو میکند و حق را ثابت میگرداند...»، همچنین در سوره یونس، آیه 81 میفرماید: «و خداوند به کلمات خویش حقیقت را ظاهر میسازد». اصل حقیقت و حق، جز خدا نیست و منبع اصلی و مرکزی حق نیز، همان نیروی لایزال الهی است که به مدد آن «نیست»، «هست» میشود و هر چیزی جامة عمل میپوشد. باطل چیست؟ کلام باطل به چه معناست؟ کلام باطل یا کلامیکه بر مبنای باطل گفته میشود، در واقع کلامی است که بر پایة دروغ، ناراستی و نادرستی و توهم استوار است، اساسی ندارد و خالی از حقیقت و حتی خالی از واقعیات و شبهواقعیات است. دروغگویی، ریاکاری و مکر سیاه، همه دراین خانوادهاند. آنچه به عنوان بیماریهای کلام از آن یاد میشود، در واقع آلودگیهایی هستند که بر باطل استوار شدهاند و به همین دلیل باعث میشوند کلام ما انرژی خود را از دست بدهد و دیگر محقق نشود! همچون بیماری که توان کار کردن و حتی راه رفتن ندارد. کلام بیمار نیز توان ایجاد موهبت یا تغییر و تبدیل مؤثری در زندگی انسان ندارد، در واقع اصلاً انرژیای ندارد که به وسیله آن بتواند در جهان خارج، چیزی ایجاد کند، توخالی و میان تهی است و کابلهای ارتباطیاش، با منبع اصلی و مرکزی قطع شده است، به همین دلیل هم نمیتواند از انرژی و قدرت منبع برخوردار شود. امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه میفرمایند: «بار پروردگارا، زبان ما را از فرو رفتن در باطل و نادرستی بازدار». جداً هم فرورفتن در باطل و نادرستی، چیزی جز قطع ارتباط از منبع اصلی و مرکزی و قطع تغذیه از انرژی آن منبع لایزال نیست. هر چند که قطعاً ابعاد دیگری نیز در فرمایش امام سجاد(ع) مستتر است. متأسفانه در عصر و زمانۀ ما، تشخیص حق از باطل، مشکل شده است و همیشه نمیتوان به سادگی حقیقت را از کذب تفکیک کرد. در زندگی روزمره، بسیاری چیزها اشتباهاً، حق یا باطل تلقی میشوند. اکثر ما آنچه را که دلخواه خودمان است حق میدانیم، منفعت شخصی را حق میدانیم. برای قضاوت کردن درباره حق یا باطل، بیشتر به ظاهر توجه میکنیم و به برداشتهای سطحی راضی میشویم. اما آن که میخواهد حق و حقیقت را بشناسد، میباید دروغ و همه مظاهر و منشأت آن را شناخته باشد. دروغ، ابعاد و سطوح مختلفی دارد و تنها به کلام کذب و باطل محدود نمیشود. گاهی حرکات، نگاه، زبان بدن و رفتار و بسیاری چیزهایی که از ما صادر میشود ولی با قصد و نیت ما سازگار نباشند، دروغ محسوب میشود. هر آنچه بر انکار حق یا پنهان کردن حقیقت استوار باشد دروغ است. هر سخنی که بر ناتوانی و محدودیت انسان دلالت کند دروغ است. وقتی چیزی را میگوییم که از عمق وجود خواهان آن نیستیم یا بدان اعتقاد نداریم دروغ گفتهایم. بدین ترتیب بسیاری از نگاهها، تحسین و تمجیدها، ابراز ناتوانیها و ضعفها و... چیزی جز دروغ یا شبه دروغ نیستند. تشخیص دروغها یا شبه دروغهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه بر زبان یا به عمل میآوریم، به تدریج ما را به سوی حق و بر مبنای حق سخن گفتن، رهنمون خواهد شد.
|
|
 |
|
 |
 |
|+|
نويسنده: محمد جیگر | تاريخ: سه شنبه چهارم تیر 1387 |
|
 |
|
|